
قفسهنوشت ۲۶۲: مشکلات حکومت دینی؛ از علی صفایی حائری
این کتاب به نوعی ادامهٔ کتاب «از معرفت دینی تا حکومت دینی» است. کتاب قبلی در پاسخ به شبهاتی بود که بیشتر مربوط است به حلقهٔ کیان علیالخصوص عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری. این کتاب مجموع چند سخنرانی به هم مرتبط است که در سه بخش در مورد مشکلات حکومت دینی با نگاه به حکومت امیرالمؤمنین بحث میکند. در بخش اول با نگاه به حکومت امیرالمؤمنین، حرف اصلی نویس...

قفسهنوشت ۲۶۱: از معرفت دینی تا حکومت دینی؛ از علی صفایی حائری
«این همه خلاصهای از شبهات در حوزهٔ دین و در حوزهٔ حکومتهای دینی بود و این شبهات در کتابهای روشنفکران چپ و روشنفکران آزاد پراکنده است. من از حافظهام و حتی از نوشتههای آخوندزاده، فریدون آدمیت و علی دشتی و سعید نفیسی و ملیگرایانی مثل پورداوود و یا میمندینژاد و یا ادیبانی مثل غلامحسین ساعدی و هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی و نادر ابراهیمی و محمود ...

قفسهنوشت ۲۶۰: رنگهای رفتهٔ دنیا و گزیدهای از پرندهٔ پنهان؛ از گروس عبدالملکیان
به شانهام زدی
که تنهاییام را تکانده باشی
به چه دل خوش کردهای؟!
تکاندن برف
از شانههای آدم برفی؟!
این مجموع در واقع دفتر دوم به همراه گزیدهٔ دفتر اول گروس عبدالملکیان است (شعرهای نیمهٔ اول دههٔ هشتاد خورشیدی). به وضوح میشود پیشرفت شعرها را در آثار بعدی این شاعر مانند «سهگانهٔ خاورمیانه» دید. برای من، گروس عبدالملکیان جزو معدود شاعران همروزگا...

قفسهنوشت ۲۵۹: برادر انگلستان؛ از علیرضا قزوه
رمان «برادر انگلستان» اولین کار داستانی قزوه است که همه او را به شاعریاش میشناسند چه در قالب موزون (دیشب از شما چه پنهان، سر زدم به کوی مستان/گفتم: السلام یا می! گفتم: السلام یا خُم!) چه در قالب سپید (مولا ویلا نداشت). اینجا قزوه مضمونی دارد و محملی برای نوشتن. برادر انگلستان با خوابهای آشفتهٔ راوی در قطاری آغاز میشود که نقبی به گذشته میزند. ب...

قفسهنوشت ۲۵۸: طرح کلی اندیشهٔ اسلامی در قرآن؛ از سیدعلی حسینی خامنهای
رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی، آقای خامنهای در مسجد امام حسن مجتبی مشهد سخنرانی با عنوان طرح کلی اندیشهٔ اسلامی داشته که برخلاف منبرهای رایج ساختیافته بوده و در ابتدای هر جلسه برگهای به صورت خلاصهمطلب به همهٔ حاضرین فروخته میشده (به قیمت سه ریال) که همزمان با نگاه به برگه به سخنرانیها گوش بدهند. موضوعات مطالب از ایمان و توحید شروع شده و به مبحث ولایت و...

قفسهنوشت ۲۵۷: چرا لیبرالیسم شکست خورد؟؛ از پاتریک دنین
این کتاب را اتفاقی از دستدوم فروشی پیدا کردم و همانموقع (زمستان ۲۰۱۹) خواندم. یادم هست که خیلی از خواندن چنین کتاب خاصی هیجانزده شدم. این کتاب از این جهت خاص است که برخلاف جریان اصلی فلسفهٔ سیاسی آمریکا در مورد لیبرالیسم است (ویراستار این سلسله در مقدمه به مخاطب این هشدار را داده است که قرار است با حرفهای متفاوت مواجه شوید). اما در عین حال از پ...

قفسهنوشت ۲۵۶: روایت یک رویش؛ از ناصر ملائی
ظاهراً قرار است با خواندن این کتاب در مورد سعید کاظمی آشتیانی بیشتر بدانیم. این کتاب مجموع مصاحبههای پراکنده با همکاران سابق او در مؤسسهٔ رویان است. اما جالب است بدانید که منِ خواننده آخرش نفهمیدم که مرحوم کاظمی رشتهٔ تحصیلیای که دکتریاش از آن بود چه بود. شاید توانبخشی شاید چیزی دیگر. همینطور این که پراکندهگویی در مصاحبهها و بیجهت بودن آنه...

قفسهنوشت ۲۵۵: لوطیکشی؛ از محمدرضا طاهری
روزی که دل بستم به خود گفتم: با رنج دل کندن چه خواهی کرد؟
این زن دلش پابند ماندن نیست، با رفتن این زن چه خواهی کرد؟
او دیگر آن شیدای سابق نیست، آنگونه که می گفت عاشق نیست
تو فرض کن آمد در آغوشت، با یک بغل آهن چه خواهی کرد؟
تسلیم شو ای جنگجوی پیر، سهم تو پیروزی نخواهد بود
با این خشاب خالی و این زخم، در لشکر دشمن چه خواهی کرد؟
گیرم سلامی هم رس...

قفسهنوشت ۲۵۴: الف؛ خم خسروانی؛ از حافظ ایمانی
من از میزادگانم، جدّ من انگور عرفانیست
و نامم حافظ بن مولویّ بن خراسانیست
و آئینم نظر انداختن بر روی خوبان شد
و دینم؛ مهرورزی... مهربانی... مهرافشانیست
و جانم جبههٔ صلح است دائم در سلام عشق
و روحم روضهٔ ابراز شطحیّات روحانیست
پینوشت: اصلاً این سبک از ابنعربیبازی را در این زمانه برای شعر فارسی نمیفهمم. شاید اشکال از من است اما این کتاب ۱۷...

قفسهنوشت ۲۵۳: زنی آهسته گفت عشق؛ از فریاد شیری
به هم که میرسیم
سه نفریم؛
من و تو و بوسه
از هم که جدا میشویم
چهار نفریم؛
تو و تنهایی
من و عذاب
ص ۲۰۸، از لطیف هلمت
پینوشت: حس میکنم شعر ترجمه در اکثر موارد چیزی است مثل زنبور بیعسل. ترجمه شعریت شعر را در بسیاری موارد از بین میبرد.

قفسهنوشت ۲۵۲: ارتداد؛ از وحید یامینپور
فرض کنید روز بیست و دوم بهمن، چند ساعت قبل از آن که صدا و سیما دست انقلابیون بیفتد، به جای آن که پیام امام خمینی مبنی بر ریختن مردم به خیابان به دست مردم برسد، گروهی به مدرسهٔ رفاه حمله کنند، اکثر یاران امام را بکشند و خود امام را هم بدزدند. بعدش چه اتفاقی میافتد؟ این تاریخ جایگزینی است که یامینپور سعی کرده است از زبان «یونس» انقلابیای اهل تفکر ...
سیاهمشق ۷۴
“احساس می کنم
کسی که نیست
کسی که هست را
از پا درمیآورد...”
― گروس عبدالملکیان
میخواهم شعری بنویسم
چرا که باید!
چرا که این جام شراب
این قهوهٔ بیکافئین
کف کرده است
چرا که تو را نمیشناسم دیگر
تو را دیگر نمیشناسم
دیگر نمیشناسم تو را
نمیشناسم دیگر تو را
کجا بودی تا حالا
که نیستی و نبودی
و من با تو که نیستی حرف نمیزنم
و به تو که نیستی فکر نم...